روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

جهت اب‌ شدن یخم:دی

يكشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۳۰ ب.ظ

احساس میکردم خیلییییی وقته ننوشتم تاریخا رو نیگا کردم دیدم همش یه ماه نبودم:دی  


 بعد الان نوشتنم نمیاد،ینی درواقع غریبی میکنم یه همچین چیزی:دی

بعد لازم میدونم بگم میخامتون کلییییی...کامنتاتونو عشقه:) تاییدشون نمیکنم مال خود خود خودمن:)


در طول این مدت تنها چیزی که رخ داد و میخام ثبت شه اینه که:هفته پیش دوروز پشت‌سر هم دو استاد متفاوت نور لیزرو انداختن روم و نشاندارم کردن:دی روز اول به خاطر اینکه حرف میزدم و درس گوش نمیکردم روز دوم به خاطر اینکه خوابیده بودم :دی چیزی نمونده تا اخراج از کلاس:)))


هی خدا شوکرت :)


  • ماهی گلی

نظرات  (۳)

استاد عقده ای
پاسخ:
اصن یه وضی
نمیدونم چرااین استادااصلادرک ندارن.
البت بعضیاشون...
:)
پاسخ:
واقعا چرا ;-)
عجبا.....

یه چیزی بگوارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">