روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

قسم به قلم که دستام چلاق شد اینقد نوشتم

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۴۹ ب.ظ

از حدودای ساعت دو تا هفت و نیم یک ریز نوشتم تا بالخره این جزوه نویسی تموم شد.  


 به معنای واقعی پدرم دراومد..
یه سری واژه های انگلیسی رو با حروف فارسی نوشتم..یه سری هارم چیزی که شنیدمو نوشتم دیگه نمیدونم درسته یا غلط!
فقط میدونم تا حایی که از دستم برمیومد تلاش کردم جزوه بدون ایراد باشه حالا اگه کسی اعتراض کنه به قول جناب خان میوم براش!والا بوخودا با اون جزوه های خونشون:/

الان موندم برای آخر جزوم چی بنویسم که خیلی ریز به یه سری مسائل اشاره کرده باشم:)


*یه سری هام هستن حرفشون فقط تا وقتی حرفه که شرایط عوض نشده باشه.اما تا چیزی خلاف میلشون پیش میره میزنن زیر حرفاشون :)

*در انتخاب عکس پروفایل دقت کنید ..بچه مردمو هوایی نکنید..قابل توجه داداش بعضیا که قرار بود جداشن حالا هی عکس دونفره میزارن :پی

*هنوز برای امتحان پاتو چیزی نخوندم:(((
دوهفته دیگه احتمالا باز باید جزوه بنویسم:( حالا شانس آوردم جزوه چهارم ندادن بهم! بماند که خیلیا جزوه سومم ندارن:)


  • ماهی گلی

نظرات  (۴)

خدا قوت دلاور😊
پاسخ:
قلبون شوما
چهار سال در دانشگاه به سر شد ننوشتیم جزوه ای!
پاسخ:
کلا جزوه نویسی مرسوم نبود یا شما از زیرش دررفتی؟!
ما هممون مجبوریم بنویسیم.تقسیم بندی شده:(
ooooh che samimi!!😉
پاسخ:
شمارا به داشتن جنبه دعوت میکنیم.
و من الله توفیق
پاتو چیه ؟؟

جزوه بنویس دوره تونیا ؟ :)) بد دردیه ولی .... همه ش ملت آویزون آدم میشن :| منم این دردو دارم تا حدودی!

پاسخ:
پاتو مخفف پاتولوژی

جزوه های کل ترم تقسیم بندی شده به هر کی سه تا نصفه جزوه رسیده فلذا مجبورم مجبوووور وگرنه من باشم از قلم کاغذ استفاده کنم!!هرگز هرگز:دی

یه چیزی بگوارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">