روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

چه کنم با چه کنم های دلم

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۲۷ ق.ظ

چی میشد دانشجوی شهر خودم بودم 

 چی میشد هرصبح مامانم بیدارم میکرد و بدرقه م میکرد
چی میشد عصری برمیگشتم خونه مون و مامان درو روم باز میکرد
چی میشد مجبور نبودم چهار کله سحر بیدارشم برم ترمینال
چی میشد راحت با انتقالی موافقت میکردن اصن یه بخشنامه میدادن که برای کم شدن هزینه های امور دانشجویان و خوابگاه و اینا هرکی گورشو گم کنه شهر خودش.ودانشگاه شهری که دانشجو ساکنشه موظفه اون دانشجو رو بپذیره بی هیچ شرطی!

خاااااک برسرم که فردا امتحان دارم:(((((

*داشتم یه غلطی میکردم تو مایه های نخ دادن!!خخخخخ فک کنننننن!!! :پی


  • ماهی گلی

نظرات  (۴)

هیم اره بیچاره دانشجو ها چه عذابی میکشن... 
نخ دادن؟:-)
پاسخ:
دانشجوهای خابگاهی بیشتر

:دیییییی
  • بهار پاتریکیان D:
  • اره ، کسایی که تو خوابگاهن خیلی بیشتر سختشونه ، مخصوصاً پزشکی که خیلی زحمت میخواد :)
    پاسخ:
    اصن فقط تو منو میفهمی
    بیا بغلم :)))
    زندگی تو شهر دیگه سخته امیدوارم انتقالیتون درست شه:))
    نخ:)))) حالا به کدوم ادم خوشبخت؟
    پاسخ:
    چشمم اب نمیخوره :(

    :دیییییی
    خونده بودم نخ دندان :دی  و بعد مونده بودم که چرا غلطه؟!
    تا این ک کامنت های این پست رو خوندم !!
    پاسخ:
    دقت کن دیگه دخملم:)

    یه چیزی بگوارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">