روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

جغد شب

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۳۷ ق.ظ

یه وقت بد نباشه ساعت سه و سی و پنج دیقه ست من هنوز بیدارم:دی  


نه که شیفته مطالعه م!!داشتم مطالعه میفرمودم..از این کتاب الکترونیکیا.تو گوشی.آخرش شبکیه م دووم نمیاره از هم میپاچه من کور میشم:| البته فراق یار رو‌هم اضافه کنین به دلایل شب بیداری:دیالکی مثلا

چقد خوبه که فردا میتونم تا هروقت که خواستم بخوابم.حتی میتونم کلا بیدار نشم :)))))



  • ماهی گلی

نظرات  (۶)

  • دینای دیگر ※※
  • خوش به حالت... 
    پاسخ:
    نزاشتن بخوابم که:(
    یعنی کلا بخوابی!؟
    خوشبحالت:-(
    پاسخ:
    بله دیگه
    ما برنامه مرغداری نداریم کله سحر!میخوابم
    جغد بودن حال میده :>
    پاسخ:
    خعیلی
    خصوصا اگه برای فردا صبحش هیچ برنامه ای نداشته باشی:))
  • شِمِلـ ــیا
  • من تا الانا خواب بودم
    دیشبم زود خوابیدما :)
    پاسخ:
    ماشاله چه خبره!خرس قطبی
    البته شما تازه از مسافرت اومدی خستگی راهه:)
    چه کیف میده آدم با دونستن اینکه فردا میتونه بخوابه ، بیدار بمونه :) 
    پاسخ:
    اصن یه حس خرکیفی داره:))
    کتاب چی میخوندی؟
    پاسخ:
    اون دلقکه رو! میدونی از کییییی اونو شروع کردم.اصن موضوعش یادم رفته بود

    یه چیزی بگوارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">