روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

۴۱ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

باید از همه‌دنیا یک خیابان داشته باشی!

تنهایی هایت را بریزی در کوله ات،هندزفری را بچپانی در گوشت،دستهایت را بسپاری به گرمای جیبت..
راهی شوی،برای خودت...


+همیشه اینطور مواقع یه (بوووووقققق) پیدا میشه که‌جلو‌پات ترمز بزنه‌و‌عباراتی مانند:خوشگله برسونمت، افتخار میدی خانوم کوچولو،ماکه هستیم چرا تنها....و از این قبیل را روی سرت آوار میکند:/


  • ماهی گلی

هیشکی نبود باهام همراه‌شه که مسیر خابکاه تا ترمینالو تنها نباشم.خب؟بگو‌خب!

زنگ‌زدم آژانس ماشین فرستاد.یه من یه راننده.خب؟بگو خب!
راننده نگو بلا بگو‌ شیطون دلربا بگو...ایییشششش حالم به هم خورد،عق
یارو یه عطری زده بود اووووووففففف اصن سوار ماشین میشدی انکار وارد یه عالم دیگه‌شدی..
ابروها شیطانی!!!
آهنگ دیرین داران و دوپس دوپسشم به راه بود..
خلاصه تا برسیم مست وملنگ عطرش شدم. زشت بود اگه اسم عطرشو نیپرسیدم نه؟!!!


پ ن:سوار که شدم گف:تنهایی؟
تا نوک‌زبونم اومد بگم:آره خیلی وقته ومحو افق شم!
اما گفتم:بله،حرکت کن!

ولی خدایی «حرکت کن»هم ابهتی داره ها واسه خودش.

پ ن:اومدم تعریف ابروها و عطر و آهنگاشو واسه مامان میکنم .میگه :وای تو چرا سوار شدی؟!
نه واقعا چیکار میکردم،مال آژانس بود خو!بعدشم ما دیگه کرگ بارون دیده شدیم (خخخخ اینم خیلی باکلاسه) از بس یه وقتایی مجبور شدیم شخصی سوارشیم و با سلام وصلوات به مقصد برسبم


  • ماهی گلی

این چه وضعشه:/ من نمیتونم کفش پاشنه دار بپوشم چون ملت آب رفتن :/


عایا من دل ندارم؟عایا من طفلکی نیستم؟

نمیشه که همه رو از بالا ببینم :|

آخرشم میزارم میرم یکی از این کشورایی که میانگین‌قد مردمش بالاس.اصن عقده ای شدم ازبس همه رو یااز بالا دیدم یا در بهترین شرایط تو خط مستقیم :/

به تغذیه بچه هاتون برسبن دختر من حسرتای منو نداشته باشه ،والا بوخودا

اه...اصن یهو یادم افتاد اعصابم ریخت به‌هم


  • ماهی گلی

بهترین حس دنیا

ناب ترین حس موجود
احساس آرامش و امنیتی که همه وجودتو بگیره
وقتیه که..
هیچکدوم از چارتا هم اتاقیات نیستن و تو تنهای تنهایی،حس غم و غربت وتنهایی همه وجودتو گرفته داری از شدت بغض خفه میشی و نفست تنگ شده..
یهو صدای اذان میپیچه..همون صوتی که همیشه عاشقشی (هیچوقتم یادت نموند مال کدوم موذنه) ته دلت خالی میشه بغضت میشکنه...چادر سر میکنی و میایستی برای نماز...
سجده...وحالا دیگه دلت قرصه قرصه..حالا آرومی..



+لاحول ولا قوة الا بالله.....
این جمله خودش یه تنه همه مشکلا و گیرای منو حریفه.


  • ماهی گلی

هفتادو دو سوال...که فقط بیست و سه تاشو مطمئن جواب دادم:(

به حسابی باید سیزده چارده تا از شانسیام درست از آب درآد که فقط یه ده بگیرم و پاس شم!
چقدر میشه حساب کرد رو این حرف سال بالاییا که:گروه پاتو هیشکی رو نمیندازه چون ترم آخرین اذیت نمیکنن!
تنها امیدم همین جمله ست:/
هعییییی خدااااا نوکرتم یه معحزه :(


پ ن:حالا به نگارنده افتخار کنین خاله ببینه :|

ینی خاااااااک تو گور من :(((
با شیب ملایم میوفتم


  • ماهی گلی



نمیبخشمش..تا تموم شدن دورم نمیبخشمش..بعد حالا اگه پولدار شدم اگه به خاطرش چیزی یا کسی رو از دست ندادم سعی میکنم ببخشمش.

آخه من به خاطر رشتم یکم ...هیشی ،بیخیال :|
  • ماهی گلی

نه که فردا امتحان دارم طبق معمول کارای حاشیه ای میکنم..مثلا:

عادت ندارم چیزی رو پاک کنم،هیچ اس ام اسی،هیچ عکسی،هیچ‌پی امی...حتی اگر اعصاب خورد کنم باشه همه رو نگه میدارم.
صفحه تلگرامم رو باز کردم بالا پایینش کردم پر بود از دیلیتت اکانت!...داشتم سرو سامون میدادم رسیدم به صفحه چت M H ..ایشون یکی از آقایون هم دانشکده ای هستن که اسم اکانتشون دقیقا همین دو حرفه.
یه پیام به من داده بودن نمیدونم چرا و به چه علتی فک کرده بودم این اکانت مال مینوعه..
حالا تصور کن چجوری باهاش چت کرده بودم!دوتا دختر از چه واژه هایی استفاده میکنن چجوری چت میکنن؟!! دقیقا همون مدلی!
هی میدیدم کند جواب میده رسمی حرف میزنه ها!بازم دوزاری کجم نمیوفتاد!
یکی دو هفته بعدش فهمیدم چی شده:دی ولی خب از اونحایی که به چهره ایسونو نمیشماختم تو یونی ریلکس بودم.
بعدن ها یک سروده ای هم در وصف رفتارشون داشتم و تقدیم خودش کردم :دی


دیشب یکی دوست گرام
کرد آغاز سکرت چت باهام
سند میکرد شعرش را برام
گرفتم اسکرین شاتی از آن
تا سرفرصت بخوانم شعر او
یاد گیرم فوت وفنش مو به مو
ناگه بدیدم اون یارو
میر غضب شد عینهو
شب بخیر تلخی بگفت او و برفت
من هنوزم مانده ام گیج و واجو!!


پ ن:به به استعداد همینحور داره تراوش میکنه :دی
البته اوشونم سروده های بی وزن وقالبشو برام میفرستاد که منم پررو شدم!

پ ن:خندیدن و مسخره کردن نگارنده آزاد است :دی



  • ماهی گلی

عصر های جمعه 

 خیابان ولی عصر
ترافیک سنگین است.

همه دلتنگ تو اند
خودت که نیستی
به خیابانت دخیل میبندند.



*اللهم عجل لولیک الفرج


  • ماهی گلی

آدمهایی را میشناسم که زندگی تک بعدی دارند اینها اتفاقا خیلی هم از خود متشکرند.آدمهایی که فکر میکنند چون چند تا کتاب خوانده و نخوانده دارند همه چیز را میدانند و حق قضاوت درمورد همه را دارند!

آدمهایی که جانماز آب میکشند،جای خدا مینشینند،حکم صادر میکنند و منتظرند قدرت وجایگاهی دست وپا کنند تا امر محازات را هم احرا نمایند!
اسلام را چیزی نشان میدهند که با عقل ناقصشان از همان چند کتاب مثلا خوانده استخراج کرده اند و همین اسلام من درآوردی را به خورد ملت میدهندو بر اساس همان هم قضاوت و محازات میکنند.
اینها همان هایی هستند که هر نوع صحبت دخترو پسر را محکوم میکنند ..اگر دختری ابراز عشق کند اه اه پیف پیفشان شروع میشود و میگویند:واه واه آخرالزمان شده!
در کل اینها کاری با احکام اسلام درمورد شماتت و کراحت و حرمت قضاوت و تهمت به دیگران ندارند.همه تمرکز اینها روی روابط دختر پسر است با محدودیت های من درآوردیشان.
اینها زن را محصور و مطیع میخواهند.زن هیچ حقی از زندگیش ندارد..زندگی برای مرد است و زن یک‌جنس دوم!

این آدم ها بوی تعفن میدهند.


  • ماهی گلی

آشفتم...بیست و چهار جلسه جزوه دستم بود.بد نوشته شده بودن نمیفهمیدم.

 خواستم کتاب بخونم..خیلیییی حجیم بود مطالب اضافی داشت.زیاد گفته بود.باعث میشد همون اصل کاریام یادم بره.
درسنامه علوم پایه رو امتحان کردم..بازم نشد..از پایه صعف داشتم هیچی نمیفهمیدم!
الان دارم سوالای علوم پایه رو میخونم با پاسخای تشریحی..
جالب اینکه..روی سوال رو میخونم توضیح و تشریحشم میخونم ولی باز هم نمیتونم گزینه درست رو انتخاب کنم!

هرجوری حساب میکنم افتادن رو شاخمه!ترم بعدی وجود نداره که بگم بیخیال دوباره برمیدارم.
اوضاع بدیه..میخام گریه کنم.اعصابم خورده.
آخه نونت نبود آبت نبود ادامه تحصیلت چی بود اونم همچین رشته ای!هنر چش بود؟نقاشی میکردی مثلا!یا عکاسی..یا اصن یه کدوم رشته های مهندسی که ساده باشه:/
اصلنشم ببینم...رشته شوهرداری مگه چش بود همون اول خطش زدی و حذفش کردی!
الان داشتی ظرفای نهارو میشستی و بعدشم میرفتی بچتو میخابوندی...خخخخخخخ

پ ن:چن وقت پیشا سولی تیپ زده بود خفن..رسیدیم خابکاه گف من باید اول ظرفامو بشورم یه نیم‌ساعت دیگه میام بریم.بعد همینجور که با همون پریستیژ وناز داشت میرفت سمت اتاقش گف:آخه من با این همه ناز و پز و تیپ چرا باید ظرف بشورم.

یادم افتاد که به قول مامان:دختر هرچی هم که باشه هر شغل وسمت و حایکاه اجتماعی هم که داشته باشه کار خونه و کهنه بچه:دی به عهدشه!


  • ماهی گلی