روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

۴۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است




مادر نمونه سال خخخخخ

ای فدای این جوجه ها :)))
  • ماهی گلی

ترم‌ سه که بودیم برای اولین بار رفتیم مرکز درمانی بیماران سرطانی. برای دیدن مریض نرفته بودیم.بیست و پنج صدم واحد بیوفیزیک عملی داشتیم بردن یه سری دستگاه بهمون نشون بدن.

دستگاها رو که میدیدیم به تبع مریضا هم بودن اونارم دیدیم..یکیشون کنسر برست داشت که متاستاز داده بود به استخوناش:( دست بهش میزدی نالش بلند میشد:((((
یه خانومی هم بود..مراحل پرتو گیریشو دیدیم..
دکتری که اونجا بود در موردش توضیح میداد که خیلی اوضاعش خرابه و چن وقت بیشتر زنده نیست:((((
ما چشامون پر شد و لب و لوچمون آویزون..مسئولای اونحا ولی خندیدن..ما آه کشیدیم اونا خندیدن.
گفتن عادت میکنین:(
مگه میشه عادت کرد هان؟!! مگه میشه غم تو چشای اون خانومو دید و ناراحت نشد؟
مگه میشه ناامیدی و امید درهم تو چشای شوهرشو دید و ناراحت نشد :(((

الان یهویی یاد همون خانومه افتادم..که اونقد درد داشت نمیتونست خودش از رو ویلچر بره رو تخت:(
ینی دیگه زنده نیست؟! :(((((








اینو همون روز گرفتیم.بالاخره بار اولمون بود و خرکیف بودیم..ولی بعدش که مریضارو دیدیم :(((
یه ساعت بعدش تو دانشگاه سر کلاس بعدی قیافه هامون اونقد زار بود استاد گف معلومه بیمارستان بودین :(

خدایا حرف دکتری که میگه این مریض آخرای عمرشه و وقت تعیین میکنه کیلویی چند؟! تو معحزه کن.تو شفا بده...


  • ماهی گلی

یه دوستی دارم دوستااااا.یه چیزی بیشتر از دوست،بیشتر از رفیق..یه عادتی داره که همیشه اعصابمو خورد میکرد.

 باهاش حرف میزنی یه چیزی میپرسی بعد منتظری جواب بده..باز منتظری..دوباره منتظری..و اون سرش تو گوشیشه حالا یه وقتایی اصن سرش تو گوشیشم نیستا معلوم نیس حواسش کجاس که ایتقد تاخیر داره:|
بعد باید بگی فااااطیییی با شماماااا..که اون بگه هان...و بعد جوابتو بده.اون مپقع متوجه میشی حرفاتم کامل شنیده اما چرا در پاسخگویی تاخیر داشت الله اعلم:|
ید ترش وقتایی بود که من مهمونشون بودم و زحمتم به دوش بابا جانش بود و مارو از اون شهر غریب لعنتی میاورد شهر عزیز خودمون.
بعد باباش با یک سری توضیحات یه چیزی از فاطی میپرسید ..بعد فقط سکوت بود :|
من یه نگا به فاطی یه نکا به باباش:/ و صدایی از فاطی درنمیومد :/
منم هی میخواستم جواب بدم هی خودمو نکه میداشتم که به من چه از دخترش پرسیده:/
تا بالاخره فاطی خانوم افتخار میداد و حواب میداد:/
الغرض..امروز خودم شدم عین فاطی.گویا بابا چن بار ازم سوال پرسیده بود و با تاخیر جواب داده بودم که یهو با صدای بلند با خالت کمی تا قسمتی عصبی برگشت گف معلوم هس کحایی این همه دیلی داری:|


*از خیلی وقت پیشا عضو یه کانال آشپزی و شیرینی پزی شدم.هربارم میخوام لیو بدم میگم نههه بزا بمونه :/
نمیدونم فازم چیه ..من و چه به آشپزی.کلا نگاشم نمیکنمااا پیاما همونطور جمع میشه میمونه اما باز لیو نمیدم :|


  • ماهی گلی



زن ها

زخم های زیادی برای نگفتن دارند

زخم هایی که از چشمهایشان سر باز می کند

و خوب دیدن

تنها تفاوت مردی ست

که همیشه می ماند...


هانی محمدی




  • ماهی گلی



خداوند با شماست..
  • ماهی گلی

آووکادو..


دو‌ روزی میشود در بیشتر وب خوانی ها اسمش را دیدم.
خواندمش..
تولد یک سالگی وبلاگ آووکادوست .
به قول آن تک مصرع که میگفت خوش به حال شما که شاعری بلدید.

قلم و ذوقی ندارم که بتونم کلمه های زیبا رو‌کنار هم‌بچینم و توصیف زیبایی از آووکادو ارائه بدم.
میتونم بگم ساده مینویسد و روان،ساده میگوید و دلنشین..
تولد یک سالگیت مبارک آووکادوی عزیر :)


  • ماهی گلی




از دیروز که به طور اتفاقی این عکس را روی پروفایلش دیدم چند فرضیه را مطرح کردم:
۱_ این اکانت دیگر متعلق به او نیست و مثلا شاید دست خواهرش است!چون عکس با روحیه دخترانه سازگارتر است تا پسرانه.
که خب..عکس های قبلی که شخص خودش بودند،این مورد را رد میکرد.
۲_به مناسبت روز عشق این تصویر را انتخاب کرده و از فردا که امروز باشد،ورش میدارد.
که خب امروز است و همچنان این تصویر پابرجاست.
۳_هنوز عاشق است و به معشوقه اش فکر میکند و امید وصال دارد.


هرقدر خواستم این مورد را رد کنم یا فرض چهارمی اضافه کنم نشد که نشد.ذهنم هر عاملی برای رد این‌مورد را پس میزد و ناخوداگاهم ،صادق بودن فرض ۳ را میطلبید :) تنها علتش هم این است که کرم دارم و از اذیت کردن ملت جیگرم حال میاید:دی



پ ن:در همه طول زندگیم هر وقت رسیدم به بازه ای که زمانم برام ارزشمند بوده و باید استفاده مفید میکردم ازش،پرداختم به کارهای حاشیه ای.مثلنش میشه همین چک‌کردن عکس پروفایل دوستان و‌حذس زدن درمورد علت عکس :)
یا مثلا همین یک‌ساعت پیش شبکه آی فیلم یه سینمایی داشت پخش میکرد که برخلاف همیشه این بار دوس داشتم تماشاش کنم.که با نگاهای چپکی و منظوردار خانوم مامان محبور شدم پاشم بیام سر درس و‌مغشم :)
یا مثلن تر اینکه شدیدا هوس تخمه کردم :دی
  • ماهی گلی

یکی از رفقای بابا رفته بود به روستای محل تولدش.برامون پنیر محلی آورده :)

اینقده خوشمزسسسسس که نگو..شور شووور..
فقط یه مشکلی که داره اینه که کل فضای یخچال بوی گوسفند گرفته انگار طویله ست.
وقتی میخوریش همون حس طویله بودن رو به فضای دهنت داری :دی اونم نه دقیقا موقع تناول،که یه یه ربع نیم ساعت بعدش:)
البته بزرگان میفرمایند هیچم اینطوری نیست و اینا ادا اطوارای حرص درآره منه.که خب اینم فرمایش متینیه :)

اینقد شوره که بعدش باید یه گالن چایی و آب بخوری.
کلا خیلی خوشمزس.دستش مرسی :)


  • ماهی گلی





*این کیکارو اون موقع ها میخریدم پونصد تومن،توش پر از شکلات کاکائویی بود.الان نمیدونم چنده(علی میخره :دی ) ولی نیگااا...رسیدم به تهش تازه یه کوچولو کاکائو توش پیدا شد.من نمیفهمم اندازش که کوچیک شده،قسمت خوشمزشم که آب رفته فلسفه گرون شدنش چیه این وسط :|

*یه متنی بود.مسابقه پیامکی،پرسیده بود کدام یک شب ها نمیخوابد؟ -پشه ‌-مگس    بعد یه طنازی جواب داده بود:دانشجوی پزشکی:/
ساعت دو و یازده دقیقه‌ نصف شبه.من و علوم پایه دست به یقه ایم:/ .همه خوابیدن من از فکر علوم‌پایه بیدارم

میزان درس خوندنم که کاملا مشهوده نه؟! من سال کنکورمم همین کارارو کردم.رفتم تو اتاق به نیت درس خوندن.نیم ساعت خوندم یه ساعت از زوایای مختلف از خودم و کتابام عکس گرفتم:| نتیجه ش شد این خابگاه نشینی..حالا الانم به حول و قوه الهی علوم پایه میوفتم به قاعده شش ماه عقب میمونم :|


*عوامل مهاری معده:سکرتین،سوماتوستاتین،VIP,GIP هستند :|
*شریان سیرکومفلکس از کرنر چپ جدا میشه،بین بطنی خلفی و مارژینال از کرونر راست :|
*مارکر های لنفوسیت T سی دی های ۳،۴،۸ و تی سی آر هستن.مارکر های بی سل؛سی دی های ۱۹،۲۰،۲۱ و IgM سطحی هستن.مارکر NK سی دی ۱۶ و۵و۲ هستن :|
*تی اچ یک ؛اینترفرون گاما و اینترلوکین دو ترشح میکند و برای رشد خود به اینترلوکین ۲ نیاز دارد.هردوی اینها سلولهای NK ,ماکروفاژ و Tc را تخریک میکنند.
تی اچ دو؛اینترلوکین ۴و۵ تولید میکند که اینها سلولهای Bرا فعال میکنند:|
*IUD نسل دوم مزایایی نسبت به اولی دارد عوارض کمتر و طول عمر بیشتر...IUDها باعث بیشترشدن خونریزی میشوند که این عارضه در نسل سوم کمتر شده :/
*ایمن سازی کودکان از یک تا شش سالگی:اولین مراجعه:دریافت واکسن های فلج اطفال،ب ث ژ،MMR و هپاتیت ب؛مراجعه بعدی یک ماه بعد،مراجعه سوم یک ماه بعد از دومی،شش ماه تا یکسال بعد سومین مراجعه:فلج اطفال،سه گانه،هپاتیت.....


ذهنم به همین میزان آشفتست...خیلی ضایعست آدم از هم ورودیاش عقب بمونه نه؟!!!!
نهههههه من نمیخام عقب بمونم [گریههههه]
  • ماهی گلی

میگممممم..

یه وقت بد نباشه فردا ولنتاینه و هیشکی نیس بهم کادو بده؟هوم؟!!
عوضش منم مجبور نیستم به کسی کادو بدم و استرسای این مدلی که وای خالا چی بخرم براش؟وای ینی از اینی که خریدم خوشش میاد...ندارم :)


میگمممم..
رسم یه رسم غربیه که باشه بالاخره که روز عشقه..لطفا مردان ،زنانشان را غافلگیر کنند.زنان نیز:)


پسر دخترایی هم که تنها نسبتشون بی اف جی افیه پاشین جمع کنین باو کاسه کوزتونو..دوروز دیگه کات میکنین باید فین فینا و گریه زاریتونو تحمل کنیم:|  از خدا بترسین :پی






  • ماهی گلی