روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

روزمرگی های یه جوجه پزشک

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

الان نماینده حلو چشممه.دارم نقشه میکشم:))

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ

استاد حضور غیاب نکرد.اسم نوشتیم فقط!  


درواقع اصن استاد دیروزی نبود..الان ایا خون نماینده حلال نیس خدایی؟

* امروز هی منتظرم بین دوتا پسرای کردمون دعوا شه،هی نمیشه.هیجان خونم اومده پایین:دی
*اگه میدونستم ماشین نماینده کجاس بادشو خالی میکردم:دی

*همینجوری الکی پلکی دوس دارم خوشال باشم.بهانه لازم دارم:)


  • ماهی گلی

نظرات  (۵)

دانشگاه میرید هنوز ؟ :|
پاسخ:
بله..متاسفانه
ینی یه استادای عتیقه ای داریم
بزن به 33 قسمت مساوی تقسیمش کن!
پاسخ:
حقیقتا زورم نمیرسه بعد یه چیزیم اون ته تهای وجودم میگه زحمت میکشه گنا داره:)
ان شاا...همیشه خوشحال باشی
پاسخ:
بهانه شو پیدا نکردم آخه.همینجور الکی خوش؟! :)
  • دینای دیگر ※※
  • خوشالی خوبه :)
    پاسخ:
    اوهوم :)
    چه فاز باحالی داشت پستت (:
    پاسخ:
    باحالی از خودتونه:)

    یه چیزی بگوارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">